تبليغاتX
... عشق من ... >

من با زخم زبونات رفيقم
مرهم بزار با حرفات رو زخم عميقم
با تو ام که داري به گريم مي خندي
کاش مي شد بياي و به من دل ببندي




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 12:35 توسط ..:: سما ::..

دردهای من نگفتنی است

دردهای من نهفتنی است

دردهای من پایان نیافتنی است

درمان همه دردها خنده است

تنها درد بی درمان مرگ است




لينك ثابت نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 17:16 توسط ..:: سما ::..

تنها نیستم اما جدام..

افسرده نیستم اما خستم..

خسته از این الکی زنده بودنه ...

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 15:50 توسط ..:: سما ::..

 شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
به اميدي كه تو فانوس شب من باشي




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:1 توسط ..:: سما ::..

آرزويم اينست ...
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد...
 نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز...
 و به اندازه هر روز تو عاشق باشي عاشق آنکه تو را مي خواهد
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:0 توسط ..:: سما ::..

بين من و عشق تو فاصله اي نيست
 گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست 
گفتم کمي فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در
خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت ،
به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 11:29 توسط ..:: سما ::..

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
 تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
 عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:49 توسط ..:: سما ::..

نمي دانم چرا اين گونه هست؟
وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني
اما،دلت بسته به مهر ديگري است.
بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري...
که دلش پيش تو نيست.




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 14:51 توسط ..:: سما ::..

چیستم من ؟زاده یک شام لذت بار

ناشناسی پیش می راند در این راهم

روزگاری پیکری بر پیکری پیچید

من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:36 توسط ..:: سما ::..

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟
 چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني
اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 9:31 توسط ..:: سما ::..

گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است
 اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 17:41 توسط ..:: سما ::..


وقتي دستام توي دستات مي شينه حرفت به قلبم
مي گيره وقتي نباشي  همه چي بي رنگ ومعناست
وقتي خيره ام به چشمات واسه من مثل يه گنجه
بودنت پايان رنجه
مي ميرم از من اگه روزي عزيز دلت برنجه
تو تو آغوش منو من تو آغوش خدا
بي تو نه ستاره و نه قصه و شعر وصدا
دست تو تو دستمه  انگاري دنيا با منه
آسمونو دريا و لحظه ي رويا با منه
مگه مي شه بي تو بود
مگه مي شه بي تو نوشت
تويي که همسفر جاده سخت سرنوشت
مي مونيم تا آخر عشق  ما همو از هم مي خونيم
فاصله دريا هم باشه ما عاشق مي مونيم




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 17:0 توسط ..:: سما ::..

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در
 اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد
 و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:37 توسط ..:: سما ::..

عشق يعني قطره قطره آب شدن
 در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن
 دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن
در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن
 بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن
از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:36 توسط ..:: سما ::..

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوارغرور گدايي كني
... آن وقت است كه ديگر عشق نيست...

صدقه است




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:30 توسط ..:: سما ::..

هيچ کس اشکي براي ما نريخت
 هر که با ما بود از ما مي گريخت
 چند روزي هست حالم ديدنيست
 حال من از اين و آن پرسيدنيست
 گاه بر روي زمين زل مي زنم
 گاه بر حافظ تفاءل مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت:
 ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:23 توسط ..:: سما ::..

بسه تنهايي ديگه توي قفس
بسه اين قفس بدون همنفس
ديگه بسه تشنگي بدون آب
خوردن فريب و نيرنگ سراب
واسه هر کي دل من تنگ ميشه
 تا ميفهمه دلش از سنگ ميشه
دوستي از رو زمين پاک شده
مردي و مردونگي خاک شده
هرکي فکر خودش تو اين زمون
بايد حرف دلمو گوش کنم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 18:21 توسط ..:: سما ::..

دوستم داشته باش ابرها در راهند دوستت دارم ها
چه کوتاه اند اه چه کوتاه اند دوستت خواهم داشت بيشتر
از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان دوستت خواهم داشت شادتر
خواهم شد ناب تر بارور خواهم شد دوستم داشته باش برگ را باور کن افتابي تر شو




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 17:45 توسط ..:: سما ::..