تبليغاتX
... عشق من ... >

سپيده بودي واسه من واسه شب وستاره هام
رفتي ولي موندي هنوز تو دفتر خاطره هام
هنوز توي اتاق من عطر تو رو حس ميشه کرد
جاي تو خالي و منم همه وجودم شده درد
حالا ديگه ترانه هام ترانه ي بي کسيه
حالا ديگه شباي من شباي دلواپسيه
نمي دونم چرا دلت از دل من جدا شده
رفتي و کار هر شبم گريه بي صدا شده
گريه بي صدا شده
کاشکي فقط يه روز بياي واسه يه لحظه ديدنت
منتظرن چشماي من منتظر رسيدنت
وقتي تو بودي آسمون برام پر از ستاره بود
اومدنت براي من يه فرصت دوباره بود
رفتي نمي دونم چرا دادي منو به بي کسي
هيشکي مثل من نمي شه يه روز به حرفم مي رسي
يه روز ميشه دل خودت بشه گرفتار کسي
هيشکي مثل من نمي شه يه روز به حرفم مي رسي
يه روز به حرفم مي رسي




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:18 توسط ..:: سما ::..

کودک که بودم چه دل بزرگي داشتم.
 اکنون که بزرگم چه دلتنگم ,
کاش همان کودک بودم که حرفهايم را ازنگاهم توان خواند.
 اما اکنون اگر فرياد هم بزنم ,
 کسي نميفهمد و دل خوش کرده ام که سکوت کرده ام
 سکوت پر بهتر از فرياد است .




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:20 توسط ..:: سما ::..